خانه / فیلم ها / نقد فیلم های خارجی / نقد فیلم شکل آب (The Shape of Water)(2017): شکل مستهلک تکرار
نقد و بررسی شکل آب - shape of water

نقد فیلم شکل آب (The Shape of Water)(2017): شکل مستهلک تکرار

پروسه ی فیلمسازی همیشه در بدنه ی هالیوود تابع یک سنت تثبیت شده است و فیلمسازان در گذر زمان دائما آن را به کرسی تکرار می نشانند؛ از فرمول ملودرام گرفته تا کمدی و ترسناک و جنایی. به بیانی در سیر تکامل هالیوود، این پدیده ی صد و اندی ساله اصول های ابتدایی هیچ تغییری نکرده اند و فقط می توان گفت این تکنیک بوده که بر اساس اقتضا زمان پوسته ی خارجی خود را به شکل های گوناگون عوض کرده است.

اکنون می رویم به سراغ اثر جدید گیلرمو دل تورو که در فستیوال های مختلف مورد ستایش واقع شده و کاندیدای جدی اسکار هم هست. دل تورو کارگردانی فانتزی ساز است که جهان مختص خود را در فیلمهایش دارد. مانند هزارتوی پن، پسر جهنمی و فیلم قبلی اش قلعه ای به رنگ خون که در تمامی آنها به فضاهایی عجیب و غریب با موجودات فرا انسانی می پردازد. شکل آب هم اثر جدید او دقیقا در راستای جهان مولفش جریان دارد و همان قصه های سر راست و عامیانه را برای خیل عظیمی از مخاطبان عامی که به اینگونه سینمای فانتزی – ملودرام وابسته اند، نقل می کند. فیلم به زندگی دختری بنام الیزا می پردازد که به دلیلی نامفهوم بر اثر زخمهایی بر روی گلویش، لال شده و در این بین در زندگی تنهایش در همسایگی یک پیرمرد تنها با گرایشات همجنسگرایانه، زندگی می کند. الیزا مستخدم یک مرکز آزمایشگاهی نظامی در آمریکا بوده و زمان فیلم هم به دهه ی ۵۰ میلادی، در عمق جنگ سرد ایالت متحده و اتحاد جماهیر شوروی بر می گردد. الیزا روزی در حین کار کردنش در آزمایشگاه با موجودی عجیب الخلقه که شباهتی به انسان دارد، روبرو شده و کم کم حس وابستگی میان آن دو جریان گرفته و در نهایت به عشق و آزادی و رستگاری منتهی می گردد.

نقد و بررسی شکل آب - shape of water

این خط کلی داستان شکل آب است. نوع روایتی به شدت تکراری با اسلوبی مستهلک و کهنه شده که در ۸۰ درصد آثار هالیوود از زمان کلاسیک تا به امروز شاهد آن هستیم. این روند به ویژه در ژانر ملودرام هالیوودی، به طور یک قانون رعایت می شود و مخاطب از این فیلم به آن فیلم محکوم به نمایش تکرر داستانگویی بوده و فقط در خرده قصه های گوناگون و بازیگران جدید می تواند خط حایلی میان آثار برای خویش فرض کند. در این فیلمها یک سری از موتیف ها دائما بر مدار تکرار جریان دارند. یک شخصیت مرد یا زن تنها که در اوایل داستان یک زندگی روتین را سپری کرده، سپس یک کاراکتر خارجی به صورت ناگهانی وارد زندگی اش می شود و در پس این ورود، بحران های جدید و اتفاقات خلق الساعه برای پیشبرد درام و هیجان، به بطن اثر تزریق گشته و سپس به نمایش سانتی مانتالیسم و ملودرام بازی کاراکترها بر می خوریم که این قسمت معمولا یا با بغض و گریه روایت می شود و یا با شادی و خوشحالی کاذب. حال در این بین یک چاشنی برای تحریک مخاطب در طول درام کم است و آن آنتاگونیست و شخصیت بد و منفور و بی رحم روایت می باشد که وجودش الزامی است چون در اینصورت درام در نمی آید.

نقد و بررسی شکل آب - shape of water

در نهایت در پایان این گونه روایت های چرخشی مثل شکل آب ،باید منتظر رستگاری دو عاشق و معشوق و نابودی نیروی خصم باشیم و در انتها داستان در اوج تزریق احساس و امید تمام می شود و چراغ های سالن روشن گشته و اگر به صندلی کناری یا پشتی تان نگاهی بیاندازید قطعا می توانید چند نفر را ببینید که یا اشک شوق می ریزند یا لبخندی از سر رضایت بر لب دارند و در شکل ملودراماتیکش، دو زوج عاشق و معشوق که دستان یکدیگر را گرفته اند و هم اینک خود را در ساحت کاراکترهای عاشق پیشه ی روی پرده فرض می کنند. حال سئوال جدی اینجاست که بلاخره در چه زمانی این نوع سبک از قصه گویی پایان خواهد یافت؟؟ یعنی سئوال جدی اینجاست که آیا واقعا خود مدیران کمپانی ها از این موضوع خسته نشده اند که کماکان قصه های تکراری به جلوی دوربین می برند؟

بخوانید: نقد و بررسی فیلم پرتقال کوکی – A Clockwork Orange

شخصیت الیزا همان کاراکتر آشنای سانتی مانتال مبتذل و مستهلک ژانر پوسیده ی ملودرام هالیوودی است. حال چرا مبتذل؟؟ چون اگر یک چیزی دائما تکرار شود و به قول عامیانه گندش را در بیاوردمی شود مبتذل و سخیف. وقتی که برای پیشبرد درام و ساختن پرسناژ به سراغ ایده های نو و گونه های مختلف شخصیت پردازی نمی رویم، ژانرمان هر چه که باشد، در نهایت روزی پوسیده خواهد شد. حتی اگر کمی بخواهیم از حیطه ی نقد به شکل آب و آثار هم خانواده اش نگاهی بیاندازیم می توان به ضرس قاطع گفت که چنین فیلمهایی قابل نقد هم نیستند. چون منتقد چقدر باید در طول زمان نقد تکراری بنویسد؟؟ تحلیلگر در این نوع آثار باید چه چیز جدید فرمیک را مورد کاوش قرار دهد؟؟ نمایش شهرکی استدیویی و پخش نمودن موزیک ها و فیلمهای کلاسیک که فرم نیست، بلکه فقط تکنیک های الکن و بی محتوای مضمون زده ای هستند که فقط می خواهند به شکل سهل انگارانه و ابلهانه ای مخاطب عام را فریب دهند و پولی به جیب بزنند.

نقد و بررسی شکل آب - shape of water

اما موضوع تعجب برانگیز در حاشیه ی این فیلم جایزه ی شیر طلایی جشنواره ی ونیز است که به این اثر دم دستی و دسته چندم دوزاری (به قول عوام) اعطا شد. چون از یک جشنواره ی اروپایی چنین توقعی نمی رفت که جایزه ی اصلی اش را به فیلمی دهد که نه از لحاظ ساختار و فرم حرف جدیدی برای گفت دارد و نه از لحاظ سبک روایت و شخصیت پردازی. البته این نوع آثار در خاک آمریکا زیاد تحویل گرفته می شوند چون نه آوانگارد هستند و نه دردسر آفرین و از سوی دیگر مخاطب عام و نوجوانان و بچه ها را هم به سالن ها می کشند. به همین دلیل بعید هم نیست که شکل آب جایزه ی اسکار را هم بگیرد. چون در وهله ی اول فیلم به یک موضوع حساس و باب میل این سالهای آکادمی و هالیوود پرداخته و آن میکس شدن ارتباط یک همجنسگرای اخته شده در جامعه با یک فرد عادی است. از سوی دیگر تم به اصطلاح فانتزی اثر با آن رمانس بازی ها و موزیکال نمایی اش می تواند دل برخی از ریویو نویس های مجلات زرد و سرخ و آبی و همه رنگ آمریکایی را برباید و از دل ارتباط یک سامسون ماورا طبیعی با دلیله ی امروزی، می شود تاویل های من درآوردی و اجتماعی بیرون کشید. چون در طول فیلم به داستان سامسون و دلیله که دو شخصیت افسانه ای در داستان های یهودی است بارها اشاره می شود. الیزا و معشوق عجیب الخلقه اش که کمی هم فیلمساز شکل و قیافه اش را از آواتار جیمز کامرون به عاریه گرفته، احیانا می خواهند نقش یک سامسون و دلیله ی امروزی و آمریکایی را بازی کنند، که چقدر هم پوشالی و مستهلک و ملودرام زده درآمده اند. شکل آب در بطن خود چیزی برای گفتن ندارد و بیشتر یک اثر سرکاری است.

کارگردان: گیلرمو دل تورو

منتقد: پژمان خلیل زاده

بیشتر بخوانید: نظر منتقد هالیوود ریپورتر در مورد فیلم “شکل آب

بخوانید : نظر منتقدین خارجی درباره فیلم “سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری

26
نظر شما چیست؟

avatar
17 Comment threads
9 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
22 Comment authors
محمدرضاهادیمینوkkkkkSiamak Recent comment authors
  Subscribe  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات نظرات با رای زیاد
اشاره به موضوع
Javad
مهمان
Javad

یکی از منصفانه ترین و به درد خورترین نقدها در مورد این فیلم ، که دیدم و خوندم.
هر جا که رفتم این فیلم رو در حد شاهکارهای تاریخ سینما تمجید کردن
آخه چرا این قدر به یک فیلم بی مفهموم شاخ و برگ می دن.

محمد
مهمان
محمد

نقد بسیار خوبی بود . پیش بینی شما درست از آب درآمد و جایزه اسکار هم گرفت.

سید مهدی
مهمان
سید مهدی

اسم شخصی که این نقد خوب رو نوشته نگذاشتین؟

ادمین
مدیر
ادمین

نقد از جناب آقای پژمان خلیل زاده

مریم
مهمان
مریم

لااقل از سینمای ایران که یا تو بدبختی وخیانت فرو رفته یا طنزهای سخیف خیلی بهتره

رضا
مهمان
رضا

به نظرم منم فیلم کلیشه ای و دیو دلبر گونه ای است که مدل شخصیتاش فرق کرده و اسکار با این جایزه مثلا در برابر لیدی برد نشون میده به شدت محافظه کار و تحمیق کننده مردم امریکاس

hos
مهمان
hos

عجب فیلم مزخرفی بود
اصلا اساس فیلم روی عشق این زن لال به اون موجود بدشکله که اصلا معلوم نیست این عشق چطور بوجود اومده – چرا باید عاشقش بشه – اونم به این شدت که جونشو به خطر بندازه – همه چیه این فیلم بد بود –

kkkkk
مهمان
kkkkk

شمایی که اصلا مفهوم عشق رو نمیدونی همون بهتر که از فیلم بدت اومده

امير ب
مهمان
امير ب

در ابتدا باید از نویسنده ى این نقد ارزشمند ، که متاسفانه خواننده ها رو از دونستن اسمشون محروم کردن ، تشکر کنم ، چرا که بعد از سالیان منو وادار کردن که کلماتى رو انشاء کنم . در ابتدا بهتون تبریک میگم که ٢ ساعت و ٣ دقیقه تحمل کردین و تا آخر فیلم رو دیدین چون اگر کسى فیلم «شکل آب» رو ندیده باشه میتونه با خوندن متن بالا لااقل تصمیم قاطع بگیره که فیلم رو اصلاً نبینه . چون شما به تنهایى بار تمام تصمیمات رو به دوش کشیدین و فیلم رو با عصبانیت و قاطعانه مردود… ادامه

بهروز
مهمان
بهروز

باور کنید اگر جایزه اسکار نگرفته بود من نگاش نمیکردم!
به نظر من یک فیلم تمیز است هیچ نقص فنی این فیلم ندارد ولی واقعا دیگه برای من مخاطب خسته کننده کلیشه ای شده! من به این فک میکردم شاید این فیلم چیزی داشته باشه به فهم و درک من نرسه واقعا هم شاید همین باشه!

امير ب
مهمان
امير ب

نکته اى که من در باب کلیشه آموختم این بوده که مثلاً در داستانى که در یک جامعه ى با اقوام مختلف رخ میدهد دختر و پسر همرنگ از یک نژاد در آخر داستان به هم میرسند و نه سیاه با سفید ، و به نظر من اتفاقاً این فیلم در حقیقت چیزى مخالف کلیشه و کاملاً ساختار شکن است. شاید چیزى که بینندگان ناراضى رو تشکیل میده اینه که فراموش میکنن با یک فیلم تخیلى روبرو هستند و شاید هم تعصبات بهشون اجازه نمیده به چیزهاى باور نکردنى حتى فکر کنند. بهتون قول میدم اگر با نگاه انسانى فیلم… ادامه

Mehrad
مهمان
Mehrad

خیلی حساب شده بود پاسختون، ممنونم

امير ب
مهمان
امير ب

ممنون از اینکه قابل دونستید و نوشته ى بنده رو خوندید،
بیشتر دلم میخواست تا استاد منتقد دم دستم بود تا یکم فیزیک هم براش تدریس میکرم.

feri
مهمان
feri

فیلم پسر جهنمی ۱ قبل از آواتار ساخته شد شخصیت ماورای طبیعی شکل آب اسمش آبراهامه و درپسر جهنمی ۱ حضور داره

مژی
مهمان
مژی

چه نقد مزخرفی بود واقعا چون شما اصلا احساس عشق رو تو این فیلم درک نکردی و فقط چسبیدی به حاشیه . کلا عرزشی طور نقد نوشتی. اسمت هم ننوشتی. ادمهایی که صرفا با هر چی ک تو هالیووود ساخته میشه مشکل دارن و کلا توهم توطئه دارن .. حس میکنم فیلمو ندیدی حتی یا شاید کلا ژانر فانتزی رو درک نمیکنی .. داداش تو ک از سینما چیزی حالیت نیست چرا نقد مینوسی… فراستی درونت بالا اومده ! از فیلمهای آشغال ایرانی خیلی بهتره ک هیچ سالاره این فیلم فیلمهای اشغالی که فقط چسبیدن به محرم نامحرم خاک بر… ادامه

امين
مهمان
امين

فیلم شکل آب یک ملودرام بدون پیچش است که از عمده ترین دلایل کسب جایزه اسکار در آن ، پرداختن به مقوله همجنسگرایی است. استفاده از شخصیت مبهم برای موجود خارق العاده این فیلم، برای حمله غیر مستقیم به مخالفان همجنسگرایی در نظر گرفته شده است و وظیفه ی القای این اندیشه به مخاطب ، بر عهده پیرمرد همجنسگرایی است که نقش دوست الیزا را در فیلم بازی می کند چرا که الیزا باید نماد بعد عاشقانه زندگی با همجنس باشد و مخاطب نباید مستقیما او را همجنسباز ببیند. از سوی دیگر، بازیگر نقش زلدا نیز روایتگر زندگی به سبک… ادامه

مینو
مهمان
مینو

الیزا نماد رابطه با همجنس ؟؟؟ وقتی برای اولین بار در حمام معاشقه کردن فردای اون روز الیزا و زلدا با شیطنت در مورد آلت تناسلی مردانه اون موجود دو زیست حرف میزنن!!! حتی با انگشت ب این موضوع شفاف اشاره میشه

محمدرضا
مهمان
محمدرضا

اون پیرمرده، همسایه ی الیزا، همجنس گرا بود، دانشمند

امیرعلی
مهمان
امیرعلی

این جزو فیلم های برنامه ریزی شده هالیوود بود . موجود آبی و فضایی ها …. این ها همه نماد از جن و شیطانه . پارسال فیلم arrival در مورد ارتباط برقرار کردن بودیم الان شاهد رابطه حسی و عاطفی باهاشون تو این فیلم . پس متوجه میشیم که چرا به این دو فیلم در دو سال پشت سر هم این همه بها داده شده . ….

09123128932
مهمان
09123128932

برای اینکه به حماقت فیلم پی ببریم فقط کافیه به یکی از دیالوگ ها توجه کنیم در جایی پیر مرد دوست الیزا ازش میپرسه : اصلا چرا میخوای به اون جونور کمک کنی ؟ و الیزا با ایما و اشاره میگه : چون اون نمیتونه حرف بزنه و من هم نمیتونم …

Siamak
مهمان
Siamak

متاسفانه گاهی جواب ندادن به یک سری کامنت ها واقعا سخته. دوستان عزیز , لطفا قبل از نقد و نظر حتما در مورد کارگردان,سبک فیلم,پیشینه بازیگری , گارگردانی و نویسندگی یه تحقیق کوچیک بکنید و تازه متوجه میشید چه فیلمی دیدید. گاهی روابط شخصی بازیگرهای استفاده شده در فیلم هم حامل مفهومه و نباید بسادگی از کنارش گذشت. چه برسه به نمادهایی مثل تغییرات رنگ , تناژ صدا , هیجان حتی ریتم موسیقی استفاده شده در طول فیلم که گیلرمو دلتورو داخل فیلمش کاملا هدفمند و هنرمندانه از اونها بهره برده . با یه بررسی سریع میشه هدف کارگردان رو… ادامه

سید مهدی
مهمان
سید مهدی

فیلم هم خودش مزخرف بود هم داستانش
بازی سلی هاوکینز هم اصلا جالب نبود
تنها نکته مثبت موسیقی متن فیلم بود
در کل فیلم بی ارزشی بود

Nariman
مهمان
Nariman

واقعا واسه این نقد باید گریه کرد فقط بدترین نقدی بود که تو عمرم خوندم فقط محض تخریب نوشته شده بود اتفاقا فضاسازی فیلم عالی بود مثل هزارتوی پن تو یک داستان فانتزی خیلی خوب و به جا کلیشه های سیاسی مثل رفتار با سیاه پوست ها تو کافه و زلدا گنجونده شده بود فیلمی بود هرکی طبق اخلاقیات و سبک خودش پیام رو دریافت میکرد و اصلا یه فیلم کاملا فانتزی نبود مقایسه کردنش هم با لیدی برد که یکی از دوستان تو دیدگاه ها نوشته بود کاملا غلطه متاسفانه این اخلاق رو داریم که فیلم هر چی حوصله… ادامه

Nariman
مهمان
Nariman

بیشتر هم میشه گفت فیلمی بود درباره استقلال علیه جمع گرایی علت همجنسگرا و سیاه پوست بودن دوستانش هم همین بود نه توطئه های دشمن علیه ما

هادی
مهمان
هادی

آقای خلیل زاده باید خجالت بکشی از این نقدت. البته نقد که نبود فقط توهین و حرفهای عامیانه بود. من هم خیلی از این فیلم خوشم نیومد و به نظرم ارزش جوایزش را نداشت ولی شما یا مسولین سایت نباید به عنوان نقد این رو مطرح کنید و بطور مثال بنویسید نظرات مخالفان افراطی فیلم فوق و هالیوود و….
به جز ایرادهای که بیشتر حالت فحاشی داشت تا ایراد، چیزی به اسم نقد ندیدم.

محمدرضا
مهمان
محمدرضا

خیلی تحلیل خوبی بود بیشتر از بیست تا نقد خوندم، این از همه بهتر بود