خانه / فیلم ها / نقد فیلم Lady Macbeth (بانو مکبث)

نقد فیلم Lady Macbeth (بانو مکبث)

یکی از سوالاتی که در خصوص سینمای مستقل میتوان پرسید، آن است که چرا این دسته از آثار سینمائی عوام پسند و پرمخاطب نمیشوند؟ فیلم‌هایی که در بستر اصلی داستان‌سرایی‌های خود، قرار نیست داستان خوش و خرمی را به نمایش بگذارند و بیشتر به دنبال بیان داستان‌های تلخ ولی قابل توجهی از کارکترهای خود میباشند.

lady.3

«بانو مکبث» شاید یکی از بهترین آثار جذاب سینمای هنری با فیلمنامه‌ای پر پچ و خم میباشد که قله‌های داستان‌سرایی آن، با ظرافت خاصی نوشته شده است

«بانو مکبث» یا «لیدی مکبث» محصول مستقل انگلیسی، اثری هنرمندانه و هوشمندانه است که برخلاف بسیاری از فیلم‌های امروز سینما (ابرقهرمانان)، داستان قدرت و شهوت میباشد که کنترلی غیرقابل بخشش نسبت به اعمال اصلی داستان دیده میشود. بانو مکبث شاید یکی از بهترین آثار جذاب سینمای هنری با فیلمنامه‌ای پر پچ و خم میباشد که قله‌های داستان‌سرایی آن، با ظرافت خاصی نوشته شده و در کنار روایت بسیار دقیق و تاثیرگذار خود، توانسته پیام و هدف خود را به مخاطب منتقل نماید.

داستان روایتگر، ازدواج اجباری دختری به نام “کاترین” با مردی مسن‌تر از خود میباشد. مردی که به او هیچ علاقه‌ای ندارد و بین این دو کارکتر، هیچ ارتباط جسمی و روحی برقرار نمیشود، بنابراین کارگردان فیلم، “ویلیام الدروی” به مخاطب میفهماند که همه چیز برای دختر داستان بسیار سرد و بی‌رمق است و هیچ شور و نشاطی از دوران پس از ازدواج در رابطه این دو کارکتر دیده نمیشود. در ادامه شاهد شکل گیری رابطه بین کاترین و یکی از خدمه‌های خانه که در اسطبل کار میکند، هستیم. رابطه کاترین و سباستین، منجر به ایجاد پیوندی نادرست ولی غیرقابل گریزی میشود. در نهایت نوع رابطه کاترین و یکی از خدمه‌یِ خانه، در روستا پخش میشود و پدر همسر او، بوریس راهی مسیری به خانه و جلوگیری از ادامه رابطه کاترین و مرد خدمتکار خانه میشود، اما کاترین به حرف‌های پدرشوهر خود گوش نمیدهد و سعی دارد تا او را به عنوان مانعی در رابطه خود و سباستین، از بین ببرد! و این جریان، شروعی بر داستان «بانو مکبث» میباشد.

داستان لیدی مکبث به دروبین ویلیام الدروی میباشد. کارگردان جوانی که در کارنامه او ساخت یک اثر قابل توجه به چشم میخورد و در ساخت فیلم موفق بانو مکبث نیز بیشتر سعی کرده تا از محیط و اتمسفر، جهت بیان نوع نگاه داستان به شخصیت کاترین، روایت خود را به جلو سوق دهد. در حقیقت فیلم با رنگ بندی و نورپردازی بسیار قوی و جذابی تصویرسازی میشود. هنر الدروی در بیان چنین روحیه و نقش‌هایی است، اینکه مخاطب ناخودآگاه با مشاهده رنگ سفید در فضای کلی فیلم، حس سرد و بی‌میلی نسبت به شخصیت اصلی پیدا میکند و این خود سبب میشود تا کارکتر، کاترین، بیش از پیش منفی به نظر برسد. داستان اگرچه برگرفته از یکی از شخصیت‌های نمایشنامه ویلیام شکسپیر است ولی داستان در حقیقت ارتباط مفهومی بین رفتار و خواسته، دختر داستان و لیدی مکبث داستان شکسپیر میباشد. اِلمان روانی کاترین، شخصیت اصلی داستان، تبدیل سازی نقطه ضعف به نقطه قوت میباشد! اینکه کاترین متوجه نقطه ضعف و مشکل خود میشود و آن ضعف را قبول میکند و سپس آن را تبدیل به سپر و نیرویی بسیار قوی جهت از بین بردن موانع سر راه خود به کار میگیرد. فیلمنامه توسط آلیس بریچ نوشته شده است و بیشتر تمرکز بریچ بر نگارش متنی بر اساس رفتارهای غیرقابل پذیرش لیدی داستان بوده است. اینکه نفرت از کلیت فیلم قابل مشاهده است و لیدی مکبث بیشتری اثری شیطانی از تمایل و قدرت شهوت یا عشق و تبدیل آن به جنایاتی عجیب و بسیار هولناک است.

lady.2

«لیدی مکبث» بیشتر شبیه به کشف و بیشتر دانستن از شخصیت اصلی میباشد، اینکه ببینم، داستان و تاریکی روان کاترین، او را به چه مرحله و سطحی میرساند.

همانطور که گفته شد، کارگردانی در فیلم حرف اول را میزند و علت موفقیت فیلم لیدی مکبث نیز به جهت بار دقیق کارگردانی در بخش فرم و نقش‌دهی به فیلم، سبب شده تا بانو مکبث را همانند فیلم «نابخشوده» ساخته سوفیا کاپولا، هنری و بسیار جذاب ببنیم. ویلیام الدروی اثبات میکند که در بیان تصاویر، هنرمند و هوشیار است و با توجه به تجربه اندک فیلمسازی، این دست آورد مهم و قابل توجه میباشد. بار بازیگری فیلم بیشتر مربوط به حرکات و اَکت‌ها میباشد و تا حد ممکن از بیان دیالوگ توسط کارکترها جلوگیری شده تا محیط و عکس العمل کارکترها در محیط و موانع داستانی، خود را بیشتر و بهتر نشان دهند. شکل و فرم فیلمبرداری فیلم نیز در رنگ‌بندی فیلم تاثیرگذار بوده و سبب میشود تا در مواقعی با لرزش و در سکانس‌هایی با دوربین ثابت، لیدی مکبث روایت شود.

سینمای مستقل، به جهت کمبود بودجه و بیشتر توجه خاص مخاطبین به آن، بیشتر توجه خود را به فروش‌های محدود، متمرکز کرده که این خود بیشتر به میزان و سبک داستان‌سرایی فیلم‌های این دسته نیز باز میگردد. اینکه سینمادوستان بیشتر علاقمند به مشاهده آثاری هستند که بار معنایی خیراندیشی در آن دیده شود و پایان‌های تلخ و تاریک، توسط شخصیت‌های منفی بیشتر برای بیان مفهوم و هدفی خاص و مشخص میباشد که علاقمندان به آن، مشاهده این دست آثار را برمیگزینند. لیدی مکبث اگرچه سردی بیش از حد تصاویر آن، ممکن است مخاطب را دل زده کند یا میزان مانور بیش از حد آن بر روی شیطنت‌های شخصیت اصلی و هل دادن او به پرتگاه شکسپیری، مخاطب را اذیت کند ولی با این حال، اثری جذاب و بسیار زیباست که بار هنری فیلم و اتمسفر سازنده ساختاری آن، سبب شده تا ساخته‌ی ویلیام الدروی را بتوانیم به عنوان فیلمی مستقل، قابل توجه و با ارزش بدانیم. جدای از کارگردانی و بازیگری خوب بازیگران فیلم از جمله بازیگر شخصیت کاترین، فلورنس پاگ، که تا حد امکان با اکت خود سعی کرده تا شخصیت خود را به بهترین شکل ممکن به نمایش بگذارد، نباید از فیلمنامه کم دیالوگ بانو مکبث و میزان تاثیرگذاری آن دور شد. شاید دیالوگ‌های فیلم کوتاه و محدود باشند و بازیگران در این بخش، فرصت لازم جهت نمایش بازی‌های برون‌گرای شخصیت خود را نداشته باشند ولی با این حال، نوع داستان‌نویسی و تعداد قله‌های سناریو، که بیشتر به عنوان نقطه عطف و حساس داستان شناخته میشود، هیجان خاصی را به فیلم داده است، به شکلی که، لیدی مکبث بیشتر شبیه به کشف و بیشتر دانستن از شخصیت اصلی میباشد. اینکه ببینم، داستان و تاریکی روان کاترین، او را به چه مرحله و سطحی میرساند. چنین برخورد و توانایی در نگارش فیلمنامه، سبب میشود تا لیدی مکبث با فضای سرد و خونسرد خود، بیشترین تاثیر را بر مخاطب خود بگذارد و به نوعی سبب شود تا فضای قرن نوزدهمی داستان فیلم، بیشتر اقتباسی تغییر یافته از اندیشه و شخصیت شکسپیر باشد.

منبع: فیلمجی

نظر شما چیست؟

avatar
  Subscribe  
اشاره به موضوع