خانه / فیلم ها / نقد فیلم Split (شکاف)

نقد فیلم Split (شکاف)

در سال ۱۹۹۹، ام. نایت شیامالان فیلم «حس ششم» را نوشته و کارگردانی می‌کند. فیلم با یک توئیست (پیچش داستانی) عالی، یک داستان محکم و یک بازی بیادماندنی از “بروس ویلیس” توانست توجه بسیاری از منتقدان و تماشاگران را جلب کند و همینطور نام ام. نایت شیامالان را بعنوان یک کارگردان صاحب سبک و با آینده‌ی روشن در محافل مختلف سینمایی مطرح کند. یکسال بعد از حس ششم، بروس ویلیس دوباره به ام. نایت شیامالان می‌پیوندد و دومین فیلم او، «ناشکستنی»، به روی پرده نقره‌ای می‌آید.

ناشکستنی باز با یک داستان مستحکم، یک توئیست زیرکانه و یک بازی شاهکار از بروس ویلیس توانست نظر بسیاری از منتقدان را جلب کند. حال ام. نایت شیامالان اثبات کرده بود که حس ششم تنها از روی خوش‌شانسی یک فیلم خوب و موفق نشده. بسیاری از استودیوها و مخاطبان حال منتظر فیلم بعدی او بودند و آینده برای شیامالان، آینده‌ای پر از مراسم‌های مختلف، جوایز گوناگون و افتتاحیه‌های بزرگ بود.

split.still.2

بدون شک یکی از بزرگترین نقاط قوت فیلم، “جیمز مک‌آوی” در نقش کوین است، چرا که کوین شخصیت ساده‌ای برای یک بازیگر نیست، که هر کسی بخواهد این شخصیت را بازی کند

یا حداقل، اینطور بنظر می‌رسید. بعد از ناشکستنی، کیفیت فیلم‌های شیامالان افت شدیدی کرد. داستان‌های محکم جای خود را به پلات‌هایی ساده و مضحک، شخصیت‌های بیادماندنی جای خود را به مهره‌هایی بی‌احساس و پیچش های داستانیِ زیرکانه و خلاقانه جای خود را به توئیست‌های کلیشه‌ای و قابل حدس دادند. فیلم‌های شیامالان خیلی زود از نظر داستانی وابسته به پیچش داستانیشان شدند، و هرچه توئیست‌ها ساده‌تر، قابل حدس‌تر و کلیشه‌ای‌تر شد، داستان‌ها نیز پر از مشکلات فیلم‌نامه‌ای، حوصله‌سربر و گاهاً مضحک شدند. دیگر بنظر می‌رسید از کارگردان پرباری که حس ششم و ناشکستنی را ساخته اثری باقی نمانده.

تا اینکه، در سال ۲۰۱۶، اتفاق جالبی افتاد. فیلم «شکاف» اکران شد و منتقدان و مخاطبان متوجه شدند که برخلاف اکثر فیلم‌های قبلی شیامالان، این فیلم نه تنها قابل تحمل، که حتی “خوب” است. داستان محکم بنظر می‌رسید، شخصیت‌ها دیگر کلیشه‌های دست دوم نبودند و حتی توئیست (پیچش های داستان) ماجرا بسیار زیرکانه در طول فیلم پخش شده بود. این‌طور که بنظر می‌رسید، ام. نایت شیامالان دوباره ظهور کرده بود!

شکاف شاید بیش از هر چیزی، بار نام کارگردان خود را به دوش می‌کشد. با توجه به فیلم‌های اخیر شیامالان پیش‌داوری‌ها بر آن بود که شاید این فیلم بسیار بد و مضحک باشد. برای همین فیلم از همان ابتدا با دیدی منفی شروع شد، ولی برخلاف انتظار اکثریت، فیلم بسیار مستحکم بنظر می‌رسد. داستان فیلم روندی ساده مانند فیلم ناشکستنی دارد. اتفاقات کاملاً با منطق ارسطویی جلو می‌روند و با وجود آنکه پیچش داستانی ماجرا بخش اعظمی از داستان است، برخلاف بسیاری از فیلم‌های شیامالان (و فیلم‌های دیگر کارگردانان) تمامی بار معنایی فیلم بردوش توئیست نیست. یکی از انتقادهای شدید به فیلم‌هایی که بشدت وابسته به پیچش داستانی خود هستند (مانند «فایت کلاب» یا «ترس کهن») این است که معمولاً اگر، پیچش داستانی آن‌ها حذف شود، تمام بار معنایی و منطق داستانی به هم می‌ریزد. با این وجود فیلم‌هایی بوده‌اند که مانند ناشکستنی یا «مظنونین همیشگی» از توئیست بعنوان یک پنجره برای دیدن داستان فیلم از نگاهی نو استفاده کرده‌اند. خوشبختانه شکاف نیز از نوع دوم است. داستان فیلم بدون پیچش داستانی، یک داستان محکم، بدون مشکل و منطقی است؛ و زمانی که پیچش آشکار می‌شود، تنها به این کمک می‌کند که در بازبینی فیلم، بتوان فیلم را از نگاهی جدید دید و یک بار معنایی دیگر (در کنار بار معنایی اصلی) به دست آورد.

اما داستان فیلم، جزو نکاتی نیست که در اولین دیدار فیلم در یاد بماند. بدون شک یکی از بزرگترین نقاط قوت فیلم، “جیمز مک‌آوی” در نقش کوین است. کوین شخصیت ساده‌ای برای یک بازیگر نیست، زیرا هر کسی که بخواهد این شخصیت را بازی کند باید بتواند بین چند شخصیت مختلف به سرعت و به راحتی جابه‌جا بشود (خطر اسپویل: کوین از بیماری چندشخصیتی رنج می‌برد)؛ برای همین پیش‌داوری‌ها بر آن بود که بازیگری مانند جیمز مک‌آوی (که پیش از این بازیگری قابل قبول محسوب می‌شد) بتواند از پس این نقش بربیاید. اما خوشبختانه باز فیلم مخاطبان و منتقدان را غافلگیر کرد و مک‌آوی نقش را به بهترین حالت ممکن انجام داد. با توجه به روش کارگردانی شیامالان که سعی می‌کند در صحنه‌های با تنش بالا از کات کم‌تر استفاده کند و دوربین را حرکت بدهد، در جاهایی که کوین با خودش مشغول صحبت است و باید بین شخصیت‌های درونش جابه‌جا بشود، می‌توان اوج کار مک‌آوی را مشاهده کرد. زیرا در مدت چند ثانیه باید بتواند از قالب یک شخصیت خارج، و وارد قالب شخصیتی دیگر بشود.

split.still.3

همچنان ناشکستنی و حس ششم از این فیلم جلوتر هستند چون نکات مثبت بیشتری در کنار داستان و بازی دارند

با وجود نکات مثبت بسیار که دیدن فیلم را لذت‌بخش می‌کند، فیلم از چند جا ضربه می‌خورد. در ابتدا، دیالوگ‌هایی که شیامالان نوشته، از ابتدا نیز فیلمنامه‌های شیامالان این مشکل را داشتند که یک شخصیت بیش از باقی شخصیت‌ها تکامل پیدا می‌کرد. هرچه شیامالان جلوتر رفت، این مشکل را کمرنگ‌تر کرد ولی در عوض دیالوگ‌های شخصیت‌های اصلی واقعی‌تر و خلاقانه‌تر شدند و دیالوگ‌های شخصیت‌های فرعی و کوچک‌تر کلیشه‌ای‌تر و غیرقابل‌باورتر شدند. این مشکل در شکاف نیز وجود دارد. دیالوگ‌های کوین غالباً دیالوگ‌های بیادماندنی و خوبی هستند، ولی دیالوگ‌های باقی شخصیت‌ها مانند نوشته‌هایی هستند که هیچ‌گاه برای بلند گفتن طراحی نشده‌اند.

در کنار این مشکل، یکی دیگر از عناصر تکرارشونده در کارهای شیامالان، نگاه مستقیم بازیگر به درون دوربین است. از حس ششم تا الآن، شیامالان این عنصر را بعنوان یکی از عناصری که او را متمایز می‌کند استفاده کرده. در اینجا نظرات متفاوت می‌شود. عده‌ای این نکته را جزو مشکلات فیلم می‌دانند و ادعا می‌کنند که باعث می‌شود از فضای فیلم بیرون بیایند، و عده‌ای دیگر ادعا دارند که این نکته، آن‌ها را اذیت نمی‌کند و حتی متوجه حضور آن نیز نمی‌شوند.

در انتها باید گفت که بدون شک مانند هر اثر هنری دیگری، شکاف نکات مثبت و نکات منفی دارد. آیا نکات منفی به اندازه‌ای هست که لذت دیدن فیلم را خدشه‌دار کند؟ خیر. آیا نکات مثبت فیلم به اندازه‌ای هست که این فیلم را بهترین کار شیامالان خواند؟ بنظر من خیر. همچنان ناشکستنی و حس ششم از این فیلم جلوتر هستند چون نکات مثبت بیشتری در کنار داستان و بازی دارند. آیا شکاف نویددهنده‌ی بازگشت شیامالان به دوران اوجش است؟ تنها زمان این را مشخص می‌کند. حال باید دید که آیا شکاف یادگاری از دوران اوج بوده که راهش را پیدا کرده، یا واقعاً شروع‌کننده‌ی قله‌ای دیگر در فیلموگرافی شیامالان است.

منبع: فیلمجی

دیدگاه بگذارید

9 دیدگاه روشن "نقد فیلم Split (شکاف)"

avatar
  Subscribe  
جدیدترین نظرات قدیمی ترین نظرات نظرات با رای زیاد
اشاره به موضوع
بابک
مهمان
دیگه باید باور کنیم فیلم ترسناک و یا تریلر خوب ساخته نخواهد شد! بجز بازی واقعا عالی جیمز مک آوی با بقیه مطالب علی جان موافق نیستم. سوال اول : چرا یک همچین آدمی تحت مراقبت نیست!؟ آن هم کسی که این همه شخصیت دارد. در تاریخ اگر اشتباه نکنم رکورد دار ” سیبل ” هست با هفده شخصیت. ( که کتاب و به طبع آن فیلمی از روی زندگیش نوشته و ساخته شد ). سوال دوم : چرا!؟ یعنی چرا شخصیت فیلم به همچین وضعی دچار شده است ؟ فیلم پاسخی نمی دهد. یا حداقل پاسخ کاملی نمی دهد.… ادامه
علی خمسه
مهمان
اول از همه ممنون بابت اینکه وقت گذاشتید و خوندید نقد رو. راستش . . . بنظرم این فیلم ترسناک یا تریلر نبود خیلی، یا حداقل تلاش شیامالان این نبوده که فیلم ترسناک یا تریلر باشه. (خطر اسپویل در ادامه) این فیلم بیشتر یه فیلم کمیک بوکی بود، مثل ناشکستنی . . . درباره اینکه چرا همچین آدمی تحت مراقبت نیست، معمولاً باید یا باید خود شخص بره برای کمک، یا کسی اون رو ببره. و خب خودش که قاعدتاً نمیخواد بره چون فکر نمیکنه مشکلی داره، و این که کس دیگه ای ببره، فکر نکنم کوین خانواده ای داشته… ادامه
میثاق
مهمان

ممنون از تحلیل خیلی خوبتون … بازی مک اوی فوق العاده بود … من واقعا از این فیلم خوشم اومد و از مطلب شما نیز بهمچنین

علی خمسه
مهمان

ممنون . . .

نیما سهیلی راد
عضو سایت

شیامالان نشون داد که هنوز تکنیک های مختص خودش رو حفظ کرده و میتونه ازشون استفاده کنه… از Village (که البته قابل قبول بود) به بعد دیگه [بقول شما] توئیست ها، ناکارآمد یا سطحی و قابل حدس شدن و همگی ناامید شدیم ازش… شکاف شاید یه بازگشت نسبتاً جدی به دوران اولین کارهاش باشه… سپاسگزارم بخاطر نقد خوبتون… درود بر شما

علی خمسه
مهمان
ممنون بابت این که وقت گذاشتید و نقد رو خوندید. والا آره هنوز تکنیک هاش رو حفظ کرده ولی خب مسئله اینه که توی این فاصله بین ناشکستنی و شکاف خیلی خوب ازشون استفاده نکرده بود. توی آواتار ما صحنه های نبردی داریم که دوربین توشون کات نمیخوره، و برای همین بازیگرا مجبورن منتظر باشن تا دوربین به جای خودش برسه و بعد نبرد رو شروع کنن که اصلاً به درد اون صحنه نمیخوره. صحنه نبرد از بین رفته، ولی خب توی شکاف این کمک میکنه (خطر اسپویل در ادامه) اونجایی که کوین داره با خودش توی آینه صحبت میکنه… ادامه
آزیتا
مهمان
سلام نقد جالبی بود دلیل اینکه چرا کوین دچار این بیماری شده در فیلم بیان شده. کوین به دلیل رفتارهای بد و تنبیه های شدیدی که از سوی مادرش داشته به این روز افتاده. حتی در مکالمات آخرش با دکتر فلچر به این مطلب اشاره میکنه و اینکه چقدر مادرش وسواسی بوده و شخصیت دنیس در همون دوران کودکی اش ظهور میکنه و در فیلم هم بخوبی وسواس شدید شخصیت دنیس رو شاهد هستیم. کیسی هم که شخصیت منزوی و متفاوتی با سایر بچه ها داره تقریبا به نوعی دیگر و از سوی عمویش مورد اذیت و آزار قرار گرفته… ادامه
ادمین
مدیر
علی جان سپاس از نقد خوبت! این فیلم برای شیامالانی که چند فیلم خوب نداشت، واقعا شگفت انگیز و بسیار خوب بود. ام.نایت به من حداقل اثبات کرد که توانایی ساخت فیلم های موفقی رو داره که خودش اون رو بنویسه! واقعا حیف بود که کارگردان و نویسنده خوبی مثل شیامالان که در کارنامه اش ناشکستنی و مخصوصا فیلم زیبای حس ششم دیده میشه، اینجوری در سراشیبی ناکامی قرار بگیره! امیدوارم این نویسنده خوب که داستان هاش برای من از تعلیق بسیار خاصی برخورداره و جذاب هم است، در فیلم جدیدش که ترکیبی از ناشکستنی و شکاف است، موفق ظاهر… ادامه
علیرضا
مهمان

هیچوقت نتونستم با فیلم های شیامالان ارتباط برقرار کنم.شدیدا وابسته به توئیست هست و پایان خودش.به همین دلیلم اغلب حوصله سر بر و فاقد تعلیق لازم هست. اما شکاف متفاوت بود و هر چند نکات منفی زیادی داشت مثل بی پاسخ ماندن بسیاری از سوالات اما جذابیت خودش رو تا پایان حفظ میکنه.
خبر ساخت فیلم گلس هم هیجان انگیز بود و شاید سوالات بی پاسخ مانده از شکاف رو جواب بده