خانه / مقالات / یادداشت راجر ایبرت بر فیلم «افسانه‌ها خزان»

یادداشت راجر ایبرت بر فیلم «افسانه‌ها خزان»

«افسانه­‌های خزان» یک وسترن حماسی درباره زنی زیبا و سه پسر یک گله­‌دار اهل مونتانا است که هر سه عاشق این زن هستند و برای او می­جنگند. داستان فیلم مانند داستان­‌های سریال­‌های بسیار طولانی است اما در واقع داستان برمبنای رمان کوتاهی نوشته جیم هریسون ساخته شده است. هریسون از این که داستان او همانند آثار مارگارت میچل و جان جیکس به سینما راه پیدا کرده است، باید خیلی متعجب باشد.

legend1

فیلم بد نیست، در واقع با وجود بازی­‌های اصیل و ملودرام بی­‌ریا خیلی هم خوب است. فیلم نوعی داستان عاشقانه وسترن قوی است که باید مورد اقتباس برای فیلم قرار می­گرفته و اینطور به ذهن می­رسد که شاید واقعاً وجود داشته است. آنتونی هاپکینز در این فیلم نقش کلنل لودلو را دارد که بی­‌رغبتی او برای عملیات سواره­‌نظام ایالات متحده در برابر سرخپوستان او را به مونتانا کشیده است. همسر او که سه پسر بدنیا آورده، برای اینکه شاهد رشد و بالندگی آنها باشد، کلنل را ترک کرده است. آلفرد با بازی آیدان کوئین بزرگترین و مسئولیت‌­پذیرترین آنهاست، تریستان با نقش‌­آفرینی برد پیت، پسر وسطی است که به بیدار کردن خرس‌هایی که به خواب زمستانی رفته‌­اند و بریدن قلب­‌های آنها که هنوز می­تپد معتقد است، و ساموئل با هنرمندی هنری توماس در نقش کوچکترین فرزند حضور یافته است.فیلم با روایت بدیمن «خنجر» (گوردون توتوسیس) سرخپوستی که صمیمی­‌ترین دوست کلنل است آغاز می­شود.

خنجر با صدایی آرام و خشن حرف می­زند مثل صدایی که بسیاری از سرخپوست­ها در فیلم­‌های مختلف دارند. احساس می­کنیم روایت خنجر قادر به اجتناب از عنوان فیلم نیست و این حدس درست است. ساموئل همراه با سورانا زن جوانی که نامزد اوست از شرق باز می­گردد، جولیا اورموند‌ هنرپیشه بریتانیایی که در اینجا شبیه اینگرید برگمن به نظر می­رسد، نقش سوزانا را ایفا کرده است. او زیبا، قوی، توانا و جسور است، می­تواند سواری کند، طناب­ پیچ کند و تیراندازی کند. کلنل از جنگ و ارتش متنفر است و می­خواهد پسرهایش در مونتانا بمانند و گله­‌دار شوند، اما ساموئل آشفته است. او مرد جوانی است که هنوز به نصایح برادرهای بزرگترش نیاز دارد و شاید در مورد دلاوری خود احساس ناامنی می­کند. شاید با همه وطن‌­پرستی، درگیر تصمیم­‌گیری برای رفتن به کانادا و ثبت نام بعد از جنگ جهانی اول باشد. کلنل سخت عصبانی می­شود اما دو پسر دیگر ثبت نام کرده­‌اند و هر سه آنها در یک جنگ می­میرند.

جرأت نمی­کنم چیزی بیشتری در مورد موضوع بگویم جز اینکه سوزانا به طریقی در زندگی هر سه پسر نقش دارد. در این ضمن کلنل پیر و ضعیف‌­تر می­شود، یکی از نقش‌های عجیب آنتونی هاپکینز که بر هر صحنه کاملاً مسلط است. فیلم مثل ویترینی برای بازی کردن است و علاوه بر اورموند و هاپکینز، نشان می­دهد که آیدان کوئین و براد پیت چقدر در نقش‌­های خود برابری اجتناب­‌ناپذیر و پررنگی با راک هودسون و جیمز دین در فیلم «غول» دارند.

افسانه­‌های خزان، با وجود احساسات عمیق روایت و استعاره‌­های کلاسیک آغازی، یک فیلم جدی نیست. فیلم یک اپرای سطح بالا است، بر اپرا تأکید می­کنم چرا که وقایع، احساسات، عشق، از دست دادن و آریاها (قطعات اپرا) و تک‌خوانی‌­های ماهرانه و اپرایی دارد. فیلم سرگرم کننده هم هست و بازگشت به زمانی دارد که هالیوود برای داستان­‌های احساسی با حضور سه برادر که سرنوشت آنها با تقدیر زنی به هم گره می­خورد، متأسف نیست.

منبع: شیکاگو سان‌-تایمز

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارید!

avatar
  Subscribe  
اشاره به موضوع